![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
توی این سینه نشسته رو دلش درها رو بسته
قصه قصه ی شکسته سرنوشت چشماشو بسته از زیر چتر دو پلکم امشبم بارون می باره رو گلای زرد قالی تو حیاط شب دوباره یه روزی کویر نداشتیم تو صفای این دلامون جرئه ای وفا رو لبها می نشست روی صدامون حرفای یه رنگ دنیا رو دل تو هم اثر کرد مهر من از توی قلبت یه روز بی صدا سفر کرد سفری به بی نهایت به یه دشت پر شقایق به روزایی که گذشتن مثل برق باد دقایق عاقبت بارون احساس رو سرم مثل تگرگ شد رو لبم ترانه خشکید زندگیم مثل سراب شد حالا بغض من رو کاغذ نقشی از دنیا تو خوابه گریه های هر شب من قصه های بی کتابه می نویسم تا که روزی این حکایت رو بدونی شاید اون روز من نباشم دست دنیا رو بخونی رضا ۴/۷/۸۶ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 15:17 توسط رضا افروزنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ شعر و ترانه هایی از بزرگان شعر و ادب این مرز و بوم و ادبیات جهان و شعر و ترانه هایی از این حقیر را به رشته تحریر در اوردم .....برادر کوچک شما رضا
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرام ترین فریاد عاشقانه خواب اقاقیاها آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آرام ترین فریاد |
|
RSS
|