![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
و قاف
حرف آخر عشق است آنجا که نام کوچک من آغاز می شود این شعر را روزی که خواندم اشک در چشمانم و پشت تمام وآژه های یتیم نشستند که کوه بغض شوند همانند بغض هایی که پلک سنگینی سالهاست در گلویم اسیرشان کرده است از آن روز شاید چند ماه می گذرد و من سوگوار از اینم که به جز چند شعر از استاد نتوانستم بیشتر غرق در عشقی بشوم که در جای جای شعر وی می توان به چشم دید... آری این شعر را قیصر امین پور گفته بود و به ما یادآور شده بود که در اشعارش هر هجا جای روشنی دارد و از ما می پرسد که جای ما در دنیا کجاست . . . . خدایش بیامرزد
ما که این همه برای عشق آه وناله می کنیم راستی چرا در رثای بی شمار عاشقان که بی دریغ خون خویش را نثار عشق می کنند از نثار یک دریغ هم دریغ می کنیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:16 توسط رضا افروزنیا |
|
|
درخت
درخت سایه امید هر رهگذر سبزی افق فردا در نظر هیاهوی شیرین گنجشکهای در گذر همصحبت راز دار کلاغ خوش خبر لمس هر روز نسیم در سفر روزها در پی هم میگذرند چقدر من و درخت در ریشه ها تنهایم رضا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 13:50 توسط رضا افروزنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ شعر و ترانه هایی از بزرگان شعر و ادب این مرز و بوم و ادبیات جهان و شعر و ترانه هایی از این حقیر را به رشته تحریر در اوردم .....برادر کوچک شما رضا
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرام ترین فریاد عاشقانه خواب اقاقیاها آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آرام ترین فریاد |
|
RSS
|