![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
رنگها نشانی از تو داشتند
اشک ها وارثانی مجنون از من جاده هاخطوطی درهم وگیج رویا های مسافران از هر سمت و آرزوهاشان که بی درنگ زیر چرخ ها له می شد کوله بار من اما از سرگشتگی انبوه بود و راه بی پایان می نمود خسته از سفرم به سوی خود بخوان مرا ای تو ز ما بی خبر بخوان مرا رضا ۲۹/۱۱/۸۶ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 3:7 توسط رضا افروزنیا |
|
|
اینجا اولین و آخرین کلام را لبی تنها می خواند
نه دشت اندوهیست برای گذر کردن نه باران احساسیست برای تر شدن هر روز کنار مترسک خسته جالیز تو را به یاد می آورم آن لحظه هیچ ابر دل نازکی برای بغض شدن یاریم نمی دهد ای کاش نرمینه ابر با من ببارد تا قطره قطره درد را به جویبار بسپاریم ای کاش که بیایی .. شوق بیایید .. دست در گردن ماه شب را بر سرمان بگستراند رضا ۲۷/۱۱/۸۶
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 23:45 توسط رضا افروزنیا |
|
|
تن سپرده به آغوش باران
شادمانه به آنجایی می روم که باد بی درنگ به آشفتگیم چنگی زند می روم از برای دیدار تا برنجانم دل را گفتنی ها را نخواهم گفت اشک را به پهنای لبخند جاری خواهم ساخت می روم . . . خواهم که حرفهای بسیار گویم او را . . . اما به سخنی کوتاه می خوانمش او را که هر روز در میان قلبم با تمام وجود . . . می خوانمش . . . می بینمش امروز نیز دیدمت . . . دیدمت ولی چه دور رضا ۳/۱۱/۸۶ |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 22:5 توسط رضا افروزنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ شعر و ترانه هایی از بزرگان شعر و ادب این مرز و بوم و ادبیات جهان و شعر و ترانه هایی از این حقیر را به رشته تحریر در اوردم .....برادر کوچک شما رضا
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرام ترین فریاد عاشقانه خواب اقاقیاها آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آرام ترین فریاد |
|
RSS
|