![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
اینجا اولین و آخرین کلام را لبی تنها می خواند
نه دشت اندوهیست برای گذر کردن نه باران احساسیست برای تر شدن هر روز کنار مترسک خسته جالیز تو را به یاد می آورم آن لحظه هیچ ابر دل نازکی برای بغض شدن یاریم نمی دهد ای کاش نرمینه ابر با من ببارد تا قطره قطره درد را به جویبار بسپاریم ای کاش که بیایی .. شوق بیایید .. دست در گردن ماه شب را بر سرمان بگستراند رضا ۲۷/۱۱/۸۶
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 23:45 توسط رضا افروزنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ شعر و ترانه هایی از بزرگان شعر و ادب این مرز و بوم و ادبیات جهان و شعر و ترانه هایی از این حقیر را به رشته تحریر در اوردم .....برادر کوچک شما رضا
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرام ترین فریاد عاشقانه خواب اقاقیاها آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آرام ترین فریاد |
|
RSS
|