تبليغاتX
اشکهای شبانه - یخ آب می شود در روح من در اندیشه هایم بهار حضور تو است و بودن تو
ادبی هنری
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

رویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند

سکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده

اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو  و  من

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند

گوشی که صدا ها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنود

برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

وبگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوئیم

جویای راه خویش باش از این سان که منم

در تکاپوی انسان شدن

در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را آزادی را خود را

در میان راه می بارد به بار می نشیند دوستی که توانمان می دهد تا برای دیگران مامنی باشیم و یاوری

این است راه ما

تو  و  من

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 3:39  توسط رضا افروزنیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در این وبلاگ شعر و ترانه هایی از بزرگان شعر و ادب این مرز و بوم و ادبیات جهان و شعر و ترانه هایی از این حقیر را به رشته تحریر در اوردم .....برادر کوچک شما رضا

پیوندهای روزانه
آرام ترین فریاد
عاشقانه
خواب اقاقیاها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
آرام ترین فریاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

http://file.uploadr.com/ad62"
irLearn.com