![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
نو بهار من رنگ آغاز به خود می گیرد
غرق در افکار خویشم اما گرمایی گذرا یخ را در وجودم آب می کند اشک از چشمانم جاری می کند زخم ها سر باز می کنند و درد آغاز می شود یاءس به من می خندد و در پس فریاد های بلند من به کمال سکوت می نگرد باران مرا نوید می دهد که کلید محبسم را از دستان باد برباید محبس سکوت من هم آوایی ما و وفاداری از آن گونه که بر لب می رانیم سخنی بگو ... حرفی زیبا بر لب بران شکنجه پنهان سکوت ات را آشکار کن بی تو بهار را در قلبم به خاک می سپارم رضا ۵/۱/۸۷ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 3:31 توسط رضا افروزنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ شعر و ترانه هایی از بزرگان شعر و ادب این مرز و بوم و ادبیات جهان و شعر و ترانه هایی از این حقیر را به رشته تحریر در اوردم .....برادر کوچک شما رضا
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرام ترین فریاد عاشقانه خواب اقاقیاها آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آرام ترین فریاد |
|
RSS
|